به قدری خسته م که می تونم یه سال تمام ساکت و تنها و به طور افقی بمونم...
دارم سعی می کنم بفهمم چه طور این حجم کاهلی کردم که هنوزم بعضی درسای دینی سوم رو حتی یک بار هم نخوندم و فصل القا و الکتریسیته ی
وقتی برای اولین بار توی این ماه های آخر به مقولهی "بعد کنکور" ؛ (به طور دقیق اون دو ماهی که واقعی زندهگی میکنی)، فکر کردم، اولین چیزی که به ذهنم اومد، اون قسمت ارمیا بود که برگشته بود از جنگ. توی ک
«اگه یه بار ببخشی، تموم شده رفته اما اگه نبخشی روزها و سالها مشغول نفرت ورزی خواهی بود.»این شکلی نیست. دنیا این شکلی نمیگرده. هر روز شکنجه میشی اما نمیتونی روزی یه بار شکنجهگرانت رو ببخشی و منتظر